X
تبلیغات
رایتل
 
الهی... گاهی... نگاهی
"ای پیامبر! همانا ما نگاه منتظرت را به آسمان می‌بینیم..." (بقره-144)
پنج‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1388 :: 18:54 ::  نویسنده : امین

دیدم چند روز از ماه مبارک گذشته و من هیچی درباره‌اش ننوشتم.مجله این هفته همشهری جوان رو که می‌خوندم چشمم افتاد به یادداشت سرکار خانم مرشدزاده.ایشون کلاً یادداشت‌های زیبایی می‌نویسند.این یکی خیلی به دلم چسبید چون حرف دلم رو زد...

...

ماه رمضانی که می‌آید-رمضان سال 1430- کارش از همه ماه رمضان‌های پیش سخت‌تر است.

پاک کردن ما از آلودگی‌ها، سال به سال پیچیده‌تر و تخصصی‌تر می‌شود. ولی امسال، اوضاع‌مان حتی مطابق نرخ رشد آلودگی معمول‌مان هم پیش نرفته است.ناگهان یک جهش سینوسی در کشف و فرو رفتن در گناهان جدید داشته‌ایم و رکوردهای بی‌نظیری زده‌ایم.پاک کردن ما،امسال، واقعاً کار نفسگیر و عجیبی است.خدا کند رمضانی که می‌آید تاب بیاورد و جواب‌مان نکند.

همین یک قلم را حساب کنید که پدران و مادران ما، نهایت جرم‌شان این بود که سر کوچه با چند تا همسایه، پشت سر یکی که نبود بد بگویند یا در حد خودشان کارهایی که نکرده به او نسبت دهند.کجا به عقل شان می‌رسید که غیبت‌ها و تهمت‌ها را می‌شود send to all کرد؟کاری به جناح سیاسی‌مان اصلاً ندارد، هر دو طرف یا هر چند طرف در این چند ماهی که گذشت از این کارها کرده‌ایم.

خوب بود اگر برای پر کردن نامه عمل ما، کاری به حافظه موبایل‌ یا کامپیوترمان نداشتند؛ حیف که همه اینها هم حساب است؛ حیف که دروغ شناس‌های حرفه‌ای آن طرف هست که نمی‌شود با سناریوهای پیچیده مجابشان کرد.

فکرش را بکنید! ماه رمضان‌های سال‌های مختلف اگر نشستی با هم داشته باشند حتماً هی آه می‌کشند و می‌گویند:دروغ هم دروغ‌های قدیم؛یک استغفرالله پاکشان می‌کرد ولی این جدیدی‌ها...آنها حتماً دل‌شان به حال رمضانی که می‌آید می‌سوزد.چطور می‌شود این مومنین سرگردان را دوباره مثل روز اول کرد؟بعد حتماً خود رمضان آخری جواب‌شان می‌دهد که خیالتان نباشد و من کارم را بلدم.حتماً این ماه رمضان آخری به قبلی‌ها می‌گوید که عوضش این مومنان آلوده، تا دلتان بخواهد تنها و سرگردانند و تنهایی و سرگردانی از آن چیزهایی است که خدا به خاطر آن، معامله را آسان‌تر می‌گیرد و نرخ شوینده‌ها را در حد حراج می آورد پایین. بعد احتمالاً ماه رمضان‌های قدیمی به ماه رمضان آخری می‌گویند که این وسایل عجیب چیست که با خودت می‌بری و او توضیح می‌دهد که این "شبهه شور" است، این هم "شایعه‌ساب".احتمالاً قدیمی‌ها سر در نخواهند آورد چون قدیم کارها با همین دست راه می‌افتاد و به این همه وسایل احتیاج نبود ولی رمضان آخری خیلی چیزها باید بردارد با خودش بیاورد؛ جاروهای مکنده توجیه و برس‌هایی که می‌روند گوشه‌های ذهن و شک می‌شویند.

ماه رمضانی که می‌آید، سخت و عزیز است.هیچ وقت بیشتر از امروز به آمدنش احتیاج نداشته‌ایم.ما مهمانان شوک زده‌ای هستیم که با نگاهی خالی و منفعل، گوشه‌ای ایستاده اند و حتی به دست‌هایشان هم اعتماد ندارند که بخواهند آنها را دراز کنند و چیزی از سفره بردارند.امسال مهمانان فلجی هستیم که لقمه راباید بگذارند توی دهانمان تا شاید حافظه طعم‌های قدیمی به‌مان برگردد.

آیه به آیه کتاب خدا را باید دوباره در درون ما نازل کنند.انگار شوک یا هیجان، حافظه معنوی همه ما را پاک کرده باشد و اسم‌ها را، کلمه‌ها را،مفهوم‌ها را از یاد برده باشیم.ما از تصادف سخت و عجیبی از یک دوره کمایی طولانی به حیات برگشته‌ایم و قدر هر دستی را که دوباره طعم زندگی را به ما بچشاند می‌دانیم.خدا کند رمضانی که می آید، همه اینها را حوصله کند.چرا نکند؟