X
تبلیغات
رایتل
 
الهی... گاهی... نگاهی
"ای پیامبر! همانا ما نگاه منتظرت را به آسمان می‌بینیم..." (بقره-144)
سه‌شنبه 3 آذر‌ماه سال 1388 :: 21:35 ::  نویسنده : امین

ماجرا ناخواسته پیچیده شده بود. آن زمان ساخت کاغذ در انحصار رومی‌ها بود. مسیحیان مصر هم که کاغذ می‌ساختند به همان روش رومی‌ها و بنا بر اعتقادات مسیحی‌شان روی کاغذها عبارت «پدر و پسر، رو‌ح‌القدس» راچاپ می‌زدند، البته به زبان خودشان؛ چیزی تو مایه‌های مارک‌های امروزی.

«عبدالملک‌اموی» یک بار یکی از این کاغذها را دید و گفت که این عبارت را برایش ترجمه کنند. وقتی معنی‌اش را فهمید عصبانی شد که چرا در مصر که یک کشور اسلامی است، باید کاغذ با این مارک تولید شود؟ سریع یک نامه به فرماندار مصر نوشت که از این به بعد باید روی کاغذها بنویسند :«شهد الله انه لا اله الا هو». به بقیه ایالت‌های اسلامی هم فرمان داد هر چه کاغذ با نشان مسیحی دارند از بین ببرند.

خبر این کاغذهای جدید به روم رسید.قیصر هم یک نامه به همراه هدیه برای عبدالملک فرستاد تا ماجرا ختم به خیر شود و کاغذ با همان مارک رومی تولید شود. عبدالملک نامه را جواب نداد. بار دوم قیصر هدیه را دو برابر کرد اما باز هم عبدالملک کوتاه نیامد.

دفعه سوم، قیصر باز هم هدیه را دو برابر کرد امام نامه‌اش دیگر دوستانه نبود:«اگر قبول نکنی، از این به بعد سکه‌ها را با دشنام به پیامبر اسلام ضرب می‌کنیم.» از شانس بد، ضرب سکه هم در انحصار رومیان بود!

عبدالملک مدام به خودش بد و بیراه می‌گفت. از دست هیچ کس هم کاری برنمی‌آمد.

بالاخره یکی گفت«خودت را به آن راه نزن!تو که می‌دانی باید از "باقر" کمک بگیری چرا بیخود این در و آن در می‌زنی؟!»

امام (ع) را با احترام از مدینه به شام آوردند. وقتی در جریان ماجرا قرار گرفت، فرمود قیصر نمی‌تواند تهدیدش را انجام دهد. امام شیوه ساخت سکه را شرح داد و بعد هم فرمان ضرب سکه اسلامی را صادر کرد؛ طوری که یک روی آن سوره توحید و روی دیگر نام پیامبر را ضرب کنند.امام، حساب و کتابی هم برای وزن سکه‌ها یادشان داد. قرار شد نام شهر و تاریخ ضرب هم روی سکه‌ها نوشته شود.

 

منبع : همشهری جوان



شهادت امام محمد باقر (ع) رو به همه دوستان تسلیت عرض می‌کنم.