X
تبلیغات
رایتل
 
الهی... گاهی... نگاهی
"ای پیامبر! همانا ما نگاه منتظرت را به آسمان می‌بینیم..." (بقره-144)
سه‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1389 :: 22:37 ::  نویسنده : امین

برای هر روز خداوند را به یکی از نام‌هایش نیایش می‌کنیم.شرح آن نام مبارک را توصیف می‌خوانیم.همین طور چند آیه از کتابش قرآن. و برای هر روز عبارتی از امیرمومنان، و مناجاتی کوتاه از زبان روزه‌داران به درگاه او...


روز هفتم ماه مبارک رمضان

یا من خلق الموت و الحیوه (ای آفریننده مرگ و حیات) : مرگ، عدم نیست که خداوند آن را آفریده است و گویی در آفرینش مرگ بر آفرینش حیات سبقتی است. گویی خدا، مرگ را می‌آفریند سپس حیات می‌دهد و هر زنده‌ای، از قبل زندگانی خود، همسایگی با مرگ دارد تا آن روز که زمان فرا رسد و آن زنده را، از زندگی فناپذیر، خارج سازد و به زندگی همیشگی فرا خواند و دراندازد.

***

جزء هفتم: خداوند شما را بخاطر سوگندهاى بیهوده (و خالى از اراده،) مؤاخذه نمى‏کند؛ ولى در برابر سوگندهایى که (از روى اراده) محکم کرده‏اید، مؤاخذه مى‏نماید. کفاره این‏گونه قسمها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهاى معمولى است که به خانواده خود مى‏دهید؛ یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزاد کردن یک برده؛ و کسى که هیچ کدام از اینها را نیابد، سه روز روزه مى‏گیرد؛ این، کفاره سوگندهاى شماست به هنگامى که سوگند یاد مى‏کنید (و مخالفت مى‏نمایید). و سوگندهاى خود را حفظ کنید (و نشکنید!) خداوند آیات خود را این چنین براى شما بیان مى‏کند، شاید شکر او را بجا آورید! (89)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! شراب و قمار و بتها و ازلام ( نوعى بخت‏آزمایى )، پلید و از عمل شیطان است، از آنها دورى کنید تا رستگار شوید! (90)

شیطان مى‏خواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند، و شما را از یاد خدا و از نماز بازدارد. آیا (با این همه زیان و فساد، و با این نهى اکید،) خوددارى خواهید کرد؟! (91)

اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و (از مخالفت فرمان او) بترسید! و اگر روى برگردانید،(مستحق مجازات خواهید بود؛ و) بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگرى نیست (و این وظیفه را در برابر شما، انجام داده است). (92) (مائده)

***


خدایا آبرویم را با بی‌نیازی نگه‌دار، و با تنگدستی شخصیت مرا لکه‌دار مفرما که از روزی‌خواران تو روزی خواهم و از بدکاران عفو و بخشش طلبم... (خطبه 225 نهج‌البلاغه)

***


من آدم هستم؛ موجودی میان مرگ و زندگی. هیچوقت مرگ و زندگی از من دست برنمی‌دارند. تا زندگی نبود، من هم نبودم. و از وقتی که آمده‌ام، مرگ هم آمده است. متوجهش باشم یا نباشم، دور و برم پرسه میزند، نگاهم می‌کند، گاهی هم برایم دست تکان می‌دهد. این دست تکان دادنش همان وقت‌ها است که کسی از نزدیکانم را می‌برد یا خطری می‌آید و من باز زنده می‌مانم و جان به در می‌برم.

هر چه نگاه می‌کنم، در این میانه جز تو نمی‌بینم. این زندگی را تو داده‌ای، آفریننده من، و نیز آفریننده زندگیم تو بوده‌ای. مرگ را نیز تو آفریده‌ای. تو اگر رخصت نمی‌دادی، که می‌توانست بر مخلوق تو نقطه پایان بگذارد؟

ای آفریننده مرگ و زندگی، زندگیم و مرگم را پاکیزه دار. کاری کن از هیچ کدام سرافکنده و پشیمان نشوم...