X
تبلیغات
رایتل
 
الهی... گاهی... نگاهی
"ای پیامبر! همانا ما نگاه منتظرت را به آسمان می‌بینیم..." (بقره-144)
پنج‌شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1389 :: 21:13 ::  نویسنده : امین

برای هر روز خداوند را به یکی از نام‌هایش نیایش می‌کنیم.شرح آن نام مبارک را توصیف می‌خوانیم.همین طور چند آیه از کتابش قرآن. و برای هر روز عبارتی از امیرمومنان، و مناجاتی کوتاه از زبان روزه‌داران به درگاه او...

روز شانزدهم ماه مبارک رمضان

یا من یحول بین المرء و قلبه (ای آنکه بین انسان و قلبش حائل شده است) : قلب انسان را از سایر آفرینش جدا می‌کند که قلب محل ورود انوار الهی و شعور انسانی و نطق و منطق است یا دیگر عبارت، انسان بودن انسان به قلب انسان است و خداوند آن است که بین انسان و قلب انسان حائل است. پس اگر انسان بر نفس خویش معرفت حاصل کند و بر خود بنگرد و در خود، زنگار نباشد، خدا را خواهد یافت که «من عرف نفسه فقد عرف ربه»؛ هر کس خود را بشناسد پروردگار خویش را خواهد شناخت و فرمود «بنده من! اطاعتم کن تا تو را مثل خویش قرار دهم.»

پ.ن: همیشه در تحیّر این اسم خدا بودم؛ اسم عجیبی است،نه؟!

***

جزء شانزدهم: بگو: «آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانى هستند؟ (103)

آنها که تلاشهایشان در زندگى دنیا گم (و نابود) شده؛ با این حال، مى‏پندارند کار نیک انجام مى‏دهند!» (104)

آنها کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و لقاى او کافر شدند; به همین جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت، میزانى براى آنها برپا نخواهیم کرد! (105)

(آرى،) این گونه است! کیفرشان دوزخ است، بخاطر آنکه کافر شدند، و آیات من و پیامبرانم را به سخریه گرفتند! (106)

اما کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، باغهاى بهشت برین محل پذیرایى آنان خواهد بود.(107)

آنها جاودانه در آن خواهند ماند؛ و هرگز تقاضاى نقل مکان از آن جا نمى‏کنند! (108) (کهف)

***

خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود، خوب فرا گیرد، و چون هدایت شود بپذیرد. مراقب خویش در برابر پروردگار باشد، از گناهان خود بترسد، خالصانه گام بردارد، عمل نیکو انجام دهد، ذخیره‌ای برای آخرت فراهم آورد و همواره اغراض دنیایی را از سر دور کند.... (خطبه 76 نهج‌البلاغه)

***

تو به من بسیار نزدیکی؛ بسیار نزدیک‌تر از هر کسی. وقتی پدر، مادر، دوست یا برادر از من دور است، می‌کوشم این فاصله را کم کنم. اگر خانه‌شان دور است، به خانه‌شان سر می‌زنم. اگر در شهری دیگر زندگی می‌کنند، مسافر آن شهر می‌شوم و به دیدارشان می‌روم. در را که گشودند، فاصله را کم‌تر می‌کنیم. هم را در آغوش می‌گیریم؛ فاصله‌ای دیگر نیست. دل کمی آرام می‌گیرد. دل که آرام گرفت، از آغوش هم بیرون می‌آئیم. فاصله برای دیدن و نفس کشیدن. اما تو جز اینها هستی. تو از همه نزدیک‌تر آمده‌ای. نه که آمده باشی، از اول از همه نزدیک‌تر بوده‌ای. میان من نشسته‌ای(حدیث قدسی: من پیش دل شکسته‌تان و گورهای رها افتاده‌تان هستم) میان من و دلم جایی گرفته‌ای و آنجا نشسته‌ای(ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چون خدا و پیامبر شما را به چیزی فرا خواندند که به شما حیات می‌بخشد آنان را اجابت کنید و بدانید که خدا میان آدمی و دلش حائل می‌گردد و هم در نزد او محشور خواهید شد.انفال-24) نزدیک بودنت نه نفس را تنگ می‌کند و نه مانع دیدار می‌شود.پیش تو زنده می‌شوم...

***

خدایا!

در این زمان که صفا و صداقت رنگ باخته و دروغ قداست یافته و تهمت فضیلت نام گرفته و معنویت از دل‌ها گریخته، دینداری به اوج دشواری رسیده؛ تو خود دین‌مان را نگهبان باش!