X
تبلیغات
رایتل
 
الهی... گاهی... نگاهی
"ای پیامبر! همانا ما نگاه منتظرت را به آسمان می‌بینیم..." (بقره-144)
دوشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1389 :: 13:05 ::  نویسنده : امین

برای هر روز خداوند را به یکی از نام‌هایش نیایش می‌کنیم.شرح آن نام مبارک را توصیف می‌خوانیم.همین طور چند آیه از کتابش قرآن. و برای هر روز عبارتی از امیرمومنان، و مناجاتی کوتاه از زبان روزه‌داران به درگاه او...

روز بیستم ماه مبارک رمضان

یا ساتر (ای پوشاننده) : خداوند پوشاننده هر عیبی است، خواه آن عیب، از بدی و زشتی باشد و گناه باشد و خواه آن عیب‌ها، از هر علتی باشد که از آن نا‌آگاهی‌ مثل عیب‌هایی که هر کس بالذّات دارد که به تبع نقص وجودی هر موجود است. خداوند ساتر و پوشاننده‌ی عیب‌هاست و پرده بر همه عیوب می‌اندازد مگر آنکه بنده خود پرده بردارد.

***

جزء بیستم: ما به مادر موسى الهام کردیم که: «او را شیر ده؛ و هنگامى که بر او ترسیدى، وى را در دریا(ى نیل) بیفکن؛ و نترس و غمگین مباش، که ما او را به تو بازمى‏گردانیم، و او را از رسولان قرار مى‏دهیم!» (7)

(هنگامى که مادر بفرمان خدا او را به دریا افکند) خاندان فرعون او را از آب گرفتند، تا سرانجام دشمن آنان و مایه اندوهشان گردد! مسلما فرعون و هامان و لشکریانشان خطاکار بودند.(8)

همسر فرعون (چون دید آنها قصد کشتن کودک را دارند) گفت: «نور چشم من و توست! او را نکشید شاید براى ما مفید باشد، یا او را بعنوان پسر خود برگزینیم!» و آنها نمى‏فهمیدند (که دشمن اصلى خود را در آغوش خویش مى‏پرورانند)! (9)

(سرانجام) قلب مادر موسى از همه چیز (جز یاد فرزندش) تهى گشت; و اگر دل او را (بوسیله ایمان و امید) محکم نکرده بودیم، نزدیک بود مطلب را افشا کند! (10)

و (مادر موسى) به خواهر او گفت: «وضع حال او را پیگیرى کن!» او نیز از دور ماجرا را مشاهده کرد در حالى که آنان بى‏خبر بودند. (11)

ما همه زنان شیرده را از پیش بر او حرام کردیم (تا تنها به آغوش مادر بازگردد)؛ و خواهرش (که بیتابى ماموران را براى پیدا کردن دایه مشاهده کرد) گفت: «آیا شما را به خانواده‏اى راهنمایى کنم که مى‏توانند این نوزاد را براى شما کفالت کنند و خیرخواه او باشند؟!» (12)

ما او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و غمگین نباشد و بداند که وعده الهى حق است؛ ولى بیشتر آنان نمى‏دانند! (13) (قصص)

***

دانا کسی است که قدر خود را بشناسد و در نادانی انسان همین بس که ارزش خود را نداند.بدترین افراد نزد خدا کسی است که خدا او را به حال خود گذاشته تا از راه راست منحرف گردد و بدون راهنما برود.... (خطبه 103 نهج‌البلاغه)

پ.ن: پروردگارا! در این زمانه‌ی غریب ما هم بدون «راهنما» ماندیم؛ به فریادمان ...

***

فرقی نمی‌کند که کاری کرده باشیم یا نه. فرقی ندارد که دیگران پرونده سنگین‌تر از من داشته باشند یا سبک‌تر. وقتی عیبی، خطایی، خرده‌ای، لغزشی از من ببینند، همه عالم را خبر می‌کنند؛ تحقیرم می‌کنند؛ زمینم می‌زنند. برای نگفتنش باج می‌خواهند؛ تهدیدم می‌کنند. روز و شب آدم را به هم می‌دوزند و همه را تاریک و سیاه می‌کنند. فرقی نمی‌کند که باشند؛ گاه اسم‌شان دشمن است،گاه دوست، گاه حتی برادر؛ مثل برادران یوسف. چاه نمی‌بینند برادران، و گرنه کم از برادران یوسف و برادر رستم نیستند!

تو اما فرق می‌کنی. وقتی سراغت می‌آیم انگار بچه‌ای باشم  کوچک و نحیف و باران‌زده، در باز می‌کنی، چیزی نمی‌پرسی، شماتت نمی‌کنی، سرکوفت نمی‌زنی. فقط حوله گرم و نرم و خوشبویی را دورم می‌پیچی. من را از عالم و آدم می‌پوشی. هر چه عیب و خطا و لغزش و کجی دارم، همه را پنهان می‌کنی...

***

خدایا!

چنان نشود که شمردن عیب‌های دیگران ما را از دیدن عیب‌های خویش غافل کند و قضاوت درباره‌ی دیگران ما را از ارزیابی خطاها و کاستی‌های خود باز دارد...