X
تبلیغات
رایتل
 
الهی... گاهی... نگاهی
"ای پیامبر! همانا ما نگاه منتظرت را به آسمان می‌بینیم..." (بقره-144)
پنج‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1390 :: 17:05 ::  نویسنده : امین

«خدایا از ناتوانی خود به تو شکایت می‌کنم مردم مرا خوار گرفته‌اند و چاره‌ای نمی‌بینم. ای که بر همه رحمت می‌کنی! ای پروردگار مستضعفان! تو پروردگار منی! مرا به که واگذار می‌کنی؟ به بیگانه‌ای که بر من رو ترش می‌کند؟ یا دشمنی که مرا به دست او سپرده‌ای؟ در چنین حالی اگر بر من خشمگین نباشی باکی ندارم! چه عافیت تو بر من وسیع‌تر است! تو را به نور ذات تو سوگند میدهم که تاریکی‌ها را روشن کرده و کار این جهان و آن جهان را سامان بخشیده است، مبادا بر من خشم‌گیری یا از من ناخشنود باشی! از تو پوزش می‌خواهم چندان که راضی شوی...»

          فکر می‌کنید این مناجات متعلق به چه کسی و در چه زمانی است؟ لطفاً یه چند ثانیه‌ای تامل کنید و بعد برید سراغ «ادامه مطلب»

این مناجات، نجوای پیامبر بزرگوار اسلام هست در یکی از سخت‌ترین لحظات زندگی‌شون...زمانی رو تصور کنید با مرگ ابوطالب و خدیجه کبری(درود و سلام خدا بر ایشان) پیامبر(ص) دیگر در جلوی مشرکان قریش حامی و پشتیبانی ندارند و ریاست بنی‌هاشم به ابولهبی رسیده که سخت‌ترین دشمن پیامبر است. پیامبر عزیز ما به معنای واقعی کلمه تنها شده‌اند... ناچاراً سفری به طائف می‌کنند تا مردم آنجا رو به اسلام دعوت کنند ولی پاسخی جز سنگ و کلوخ نمی‌شنوند... با تنی زخمی و قلبی افکار به تاکستانی پناه می‌برند و زیر سایه درختی این سخنان رو به زبان می‌آورند. حتی تصور این لحظات هم دشوار هست...ولی ببینید چگونه با خدا راز و نیاز می‌کنند! نگران این هستند که خدا ازشون ناخشنود و خشمگین باشه،تازه پیامبر چیزی برای تبلیغ کم نذاشته بودند؛ نگرانی ایشون از این بود که شاید ایمان نیاوردن مردم تقصیر ایشون باشه  ... داشتم فکر می‌کردم اگه ما در مشابه این شرایط سخت(حالا با درجات پائین‌تر) قرار بگیریم آیا این گونه دعا خواهیم کرد یا فقط به خدا غر میزنیم و از شرایط سخت شکایت می‌کنیم؟ یا اصلاً خدا رو در اون لحظات یادمون میاد؟! آیا باز هم دم از خدا میزنیم یا میگیم اگه خدا هست چرا ما رو به حال خودمون رها کرده؟! خیلی مسئله دور از ذهنی نیست؛شاید شما هم کسانی رو دیدید که  وقتی عزیزی از دست میدند چطوری سخنان شرک‌آلود به زبون میارند (مخصوصاً بعضی مادرهایی که فرزند جوون از دست میدند).

شاید بهتر باشه دعا کنیم خدا ما رو این جوری امتحان نکنه! این پست رو گذاشتم فقط برای لحظه‌ای تفکر...تفکر درباره عمیق بودن ایمان‌مون...تفکر در مورد اعتقادات‌مون... آیا درخت بی‌ریشه‌ای هستیم که با کوچکترین طوفانی فرو میریزه یا درختی ریشه‌دار که تاب سهمگین‌ترین طوفان‌ها رو داره؟

×××

پیامبر عزیز ما خیلی مقامش بالاست،بالاتر از همه پیامبران اولوالعظم... این نکته لطیف رو از قرآن ببینید: موسی(ع) وقتی با بنی‌اسرائیل از دست فرعونیان فرار میکرد به رودخانه نیل رسید.قوم همیشه غرغروی بنی‌اسرائیل(!) شروع کردند به آه و ناله که ای وای! دیگه بیچاره شدیم و کارمون تمومه! موسی(ع) گفت: «کلا ان معی ربی سیهدین ... »(هرگز،همانا با من است پروردگارم و به زودی ما را هدایت خواهد کرد(شعراء-62)). موسی ابتدا نام خود را آورد(معی) و سپس نام خدا را(ربی) ولی زمانی که پیامبر اسلام به همراه ابوبکر برای رهایی از شر مشرکان تعقیب‌کننده‌شون به غار ثور پناه می‌برند خطاب به ابوبکر که ترسیده بود فرمودند:«لا تحزن ان الله معنا...» (غمگین نباش،همانا خدا با ماست)پیامبر(ص) ابتدا نام خدا رو آوردند بعد خودشون رو...