X
تبلیغات
رایتل
 
الهی... گاهی... نگاهی
"ای پیامبر! همانا ما نگاه منتظرت را به آسمان می‌بینیم..." (بقره-144)
جمعه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1392 :: 11:26 ::  نویسنده : امین

قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمَاء...

گفتی دوستت دارم

گفتم از کجا بدانم؟

گفتی بار ها و بارها ثابت کردم...

یادت هست...

و یا آنجا که....

و یا آن زمان که...

کمی که یادآوری کردی دیدم نه... تو مرا دوست نداری... تو عاشقم هستی...

و آرام گفتم: من هم دوستت دارم...

گفتی: از کجا بدانم؟

و من هرچه گشتم یادم نیامد که اثبات کنم محبتم را...

و عاجز شدم و گفتم: امتحانم کن...

گفتی: تو چه میکنی؟

گفتم به خاطر تو... صبر....

گفتی: و ما ادرئک ماالصبر...

گفتم: امتحانم کن....

و من چه می دانستم امتحان چیست و صابر کیست؟

و من چه میدانستم معنای ان الله مع الصابرین را؟

چه کودکانه محاجه کردم و تو چه مردانه مرا لایق امتحانت دیدی...

من کجا و معنای صبر و اضطرار و کارد به استخوان و اثبات بندگی تو کجا....

اگر نبود وعده ی "علی الله فلیتوکل" تو... از پا می افتادم

مثل تمامی آنهایی که عمری از تو دم زدند و کار به امتحان رسید پشت به تو و رو به ابلیس گریختند...

و منٍ  کودکٍ عاشق همچنان رویم به سوی توست...

اما بزرگی کن و امتحان را پیش از آنکه سرافکنده شوم تمام کن...

و همین امشب در گوشم بخوان: انا فتحنا لک فتحا مبینا...