X
تبلیغات
رایتل
 
الهی... گاهی... نگاهی
"ای پیامبر! همانا ما نگاه منتظرت را به آسمان می‌بینیم..." (بقره-144)
شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1389 :: 22:51 ::  نویسنده : امین

برای هر روز خداوند را به یکی از نام‌هایش نیایش می‌کنیم.شرح آن نام مبارک را توصیف می‌خوانیم.همین طور چند آیه از کتابش قرآن. و برای هر روز عبارتی از امیرمومنان، و مناجاتی کوتاه از زبان روزه‌داران به درگاه او...


روز یازدهم ماه مبارک رمضان


یا مقصد من لا مقصد الا الیه (ای آن که مقصدی جز او نیست) : در دایره آفرینش، که از عالی‌ترین  مبدا، که ذات اقدس الهی باشد؛ آغاز  و نازل شده است  و دنیای خلق، دون‌ترین و پست‌ترین مکان است که به سوی مبدا صاعد خواهد شد که فرموده‌اند:« بدرستیکه از خدائیم، و بدرستیکه همه ما به سوی او باز می‌گردیم». هر آنچه باشند، نیکوکار و زشت‌رفتار، هر که باشد در سطح نازل آفرینش است که مقصد همه جز او نیست و همه، هر آنگونه که بوده‌اند، در منزل عالی آخرین که همانا عالی‌ترین است در محضر حق حاضر خواهند بود....

***

جزء یازدهم: هنگامى که به مردم، پس از ناراحتى که به آنها رسیده است، رحمتى بچشانیم، در آیات ما نیرنگ مى‏کنند (،و براى آن نعمت و رحمت توجیهات ناروا مى‏کنند); بگو: «خداوند سریعتر از شما مکر ( چاره‏جویى) مى‏کند؛ و رسولان ( فرشتگان ) ما، آنچه نیرنگ مى‏کنید (و نقشه مى‏کشید)، مى‏نویسند!» (21)

او کسى است که شما را در خشکى و دریا سیر مى‏دهد؛ زمانى که در کشتى قرارمى‏گیرید، و بادهاى موافق آنان را (بسوى مقصد) حرکت میدهد و خوشحال مى‏شوند، ناگهان طوفان شدیدى مى‏وزد؛ و امواج از هر سو به سراغ آنها مى‏آید؛ و گمان مى‏کنند هلاک خواهند شد؛ در آن هنگام، خدا را از روى اخلاص مى‏خوانند که: «اگر ما را از این گرفتارى نجات دهى، حتما از سپاسگزاران خواهیم بود!» (22)

اما هنگامى که خدا آنها را رهایى بخشید، (باز) به ناحق، در زمین ستم میکنند. اى مردم!  ستمهاى شما، به زیان خود شماست! از زندگى دنیا بهره (میبرید)، سپس بازگشت شما بسوى ماست; و ما، شما را به آنچه عمل میکردید، خبر میدهیم! (23)(یونس)

***

اگاه باشید که امروز ، روز تمرین  و امادگی و فردا روز مسابقه است. پاداش برندگان بهشت و کیفر عقب‌ماندگان آتش است. آیا کسی هست که پیش از مرگ از اشتباهات خود توبه کند؟ایا کسی هست که قبل از فرا رسیدن روز دشوار قیامت، اعمال نیکی انجام دهد...؟. (خطبه 28 نهج‌البلاغه)

***

یکی شمال می‌رود، یکی جنوب. یکی بلند می‌پرد، یکی کند می‌رود. یکی پول را مقصد گرفته، یکی آرامش را، یکی آفتاب را، یکی سایه را. یکی هوس قله دارد، یکی مجنون قعر دریاهاست. یکی مکر پیشه کرده، یکی صدق. یکی علم می‌جوید، یکی اعتبار. سرگیجه می‌گیرم در این آشفته بازار. مقصد کجاست؟ این همه آدم و این همه مقصد! می‌رسند به چیزهایی که می‌خواهند؟ می‌توانند برسند؟ سرگیجه می‌گیرم در این آشفته بازار. گاه می‌بینم یکی تند از کنارم رفت. سال‌ها دوستی را در یک تصمیم، یک اراده برای رسیدن به آن مقصد باید کنار بگذارد و برود... و کنار می‌گذارد و می‌رود. اما من نگران نیستم. می‌دانم بساط همه این مقصدها برچیده خواهد شد. می‌دانم دوباره همه دور هم جمع خواهیم شد. جایی که مقصد نهایی همه است...پیش روی تو!

***

خدایا!

تو که خدایی با همه عظمت و گرانی‌ات چه آسان و ارزان بدست می‌آیی و ما که بنده‌ایم، با همه ناچیزی و ارزانی‌مان، چه سخت دل می‌دهیم و سر می‌سپاریم... چه دانا و مهربانی خدا که تویی و چه نادان و نامهربان بنده که مائیم... ما را به آداب بندگی مودب کن ...